<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>آشپزی آنام</title>
		<link>https://anam.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>حدیث از پیامبر (ص)</title>
						<description>&lt;p&gt;✍پیامبر اڪرم (ص)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زیاد وضو بگیر تا خداوند عمرت&lt;br /&gt; را طولانی کند اگر توانستی شب&lt;br /&gt; و روز با طهارت باشی این کار را&lt;br /&gt; بڪن زیرا اگر در حال طهـارت&lt;br /&gt; بمیری شهید خواهی بود&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/anam/quick-uploads/img_20260827_001506_152.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;960&quot; height=&quot;960&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://anam.kowsarblog.ir/حدیث-از-پیامبر-ص-7&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://anam.kowsarblog.ir/حدیث-از-پیامبر-ص-7</link>
							</item>
				<item>
			<title>دلنوشته جا ماندگان اربعین</title>
						<description>&lt;p&gt;دل نوشته&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;میگویند «کربلا رفتن به پا نیست، به دل است»؛ اما مگر می‌شود دلی که به زنجیر کشیده شده، در قفس سینه آرام بگیرد؟ امروز حس می‌کنم بوی سیبِ حرم از دوردست‌ها می‌آید. گوش می‌سپارم به صدای وزش باد، شاید صدایِ «هل من ناصر»ِ حسین (ع) را در هیاهوی این شهرِ غریبه بشنوم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر که را می‌بینم، کوله‌باری از عشق بسته و راهی شده ،اما من باز دلم رفته کنج &lt;br /&gt;شش گوشه زانوی غم بغل گرفته و روضه عطش را زار می زند انگار همه روضه تورا می خوانند حسین &lt;br /&gt;. و من اینجا، مثلِ آن کودکی که دستش به پنجره‌های بلندِ یک ضریح نمی‌رسد، ایستاده‌ام و فقط نگاه می‌کنم. نمی‌دانم گرهِ کارم کجاست؟ نمی‌دانم کدام &amp;#8220;نشدن&amp;#8221; مرا اینجا زمین‌گیر کرده؟حکمتش را نمیدانم&lt;br /&gt; اما حسین جان! تو که می‌دانی؛ تو که از گریه‌های شبانه‌ام خبر داری.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امروز، دلِ من، دورتر از این خانه، &lt;br /&gt; در بین‌الحرمین ایستاده است. هر زائری که می‌گذرد، نامِ مرا هم در دلش زمزمه می کند. هر قطره اشکی که از گوشه چشمِ یک زائر می‌چکد، سهمِ دلِ شکسته من هم باشد.&lt;br /&gt;امسال می‌خواستم از طرف امام شهیدم نائب الزیاره باشم آقاجان،باز هم نشد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای من! اگر پای رفتن ندارم، دلی دارم که سال‌هاست پابه‌پایِ زوارت، فاصله ها را در خیالِ خود دویده است. اگر جسمم در زنجیرِ تقدیر مانده، روحم در صحنِ تو پرواز می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من جامانده‌ام؛ آری، جامانده‌ام&amp;#8230; اما مگر نه اینکه آقاجان «پناهِ جاماندگان» بودی؟ پس نگاهی کن به این دلِ کوچکی که در هوایِ صحنِ تو، آب می‌شود. همین‌جا، در کنجِ تنهایی‌ام، رو به قبله می‌ایستم و دست ادب بر سینه می گذارم و با تمامِ وجود زمزمه می کنم: «السلام علیک یا اباعبدالله&amp;#8230; سلام بر تو که دوری، اما از رگِ گردن به من نزدیک‌تری.&lt;br /&gt;ای که مرا خوانده ای&lt;br /&gt;راه نشانم بده&lt;br /&gt;گوشه ای از کربلا&lt;br /&gt;جا و مکانی بده&lt;br /&gt;زهرا گوهری نادر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#اربعین #هم_قدم_زینب&lt;br /&gt;#مدرسه_علمیه_امام_خمینی(ره)&lt;br /&gt;#کرمانشاه&lt;br /&gt;🌐کانال بانوی پیشرو&lt;br /&gt;🆔@bpishroo&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://anam.kowsarblog.ir/دلنوشته-جا-ماندگان-اربعین-8&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://anam.kowsarblog.ir/دلنوشته-جا-ماندگان-اربعین-8</link>
							</item>
				<item>
			<title>دلنوشته جا ماندگان اربعین</title>
						<description>&lt;p&gt;دل نوشته&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;میگویند «کربلا رفتن به پا نیست، به دل است»؛ اما مگر می‌شود دلی که به زنجیر کشیده شده، در قفس سینه آرام بگیرد؟ امروز حس می‌کنم بوی سیبِ حرم از دوردست‌ها می‌آید. گوش می‌سپارم به صدای وزش باد، شاید صدایِ «هل من ناصر»ِ حسین (ع) را در هیاهوی این شهرِ غریبه بشنوم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر که را می‌بینم، کوله‌باری از عشق بسته و راهی شده ،اما من باز دلم رفته کنج &lt;br /&gt;شش گوشه زانوی غم بغل گرفته و روضه عطش را زار می زند انگار همه روضه تورا می خوانند حسین &lt;br /&gt;. و من اینجا، مثلِ آن کودکی که دستش به پنجره‌های بلندِ یک ضریح نمی‌رسد، ایستاده‌ام و فقط نگاه می‌کنم. نمی‌دانم گرهِ کارم کجاست؟ نمی‌دانم کدام &amp;#8220;نشدن&amp;#8221; مرا اینجا زمین‌گیر کرده؟حکمتش را نمیدانم&lt;br /&gt; اما حسین جان! تو که می‌دانی؛ تو که از گریه‌های شبانه‌ام خبر داری.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امروز، دلِ من، دورتر از این خانه، &lt;br /&gt; در بین‌الحرمین ایستاده است. هر زائری که می‌گذرد، نامِ مرا هم در دلش زمزمه می کند. هر قطره اشکی که از گوشه چشمِ یک زائر می‌چکد، سهمِ دلِ شکسته من هم باشد.&lt;br /&gt;امسال می‌خواستم از طرف امام شهیدم نائب الزیاره باشم آقاجان،باز هم نشد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای من! اگر پای رفتن ندارم، دلی دارم که سال‌هاست پابه‌پایِ زوارت، فاصله ها را در خیالِ خود دویده است. اگر جسمم در زنجیرِ تقدیر مانده، روحم در صحنِ تو پرواز می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من جامانده‌ام؛ آری، جامانده‌ام&amp;#8230; اما مگر نه اینکه آقاجان «پناهِ جاماندگان» بودی؟ پس نگاهی کن به این دلِ کوچکی که در هوایِ صحنِ تو، آب می‌شود. همین‌جا، در کنجِ تنهایی‌ام، رو به قبله می‌ایستم و دست ادب بر سینه می گذارم و با تمامِ وجود زمزمه می کنم: «السلام علیک یا اباعبدالله&amp;#8230; سلام بر تو که دوری، اما از رگِ گردن به من نزدیک‌تری.&lt;br /&gt;ای که مرا خوانده ای&lt;br /&gt;راه نشانم بده&lt;br /&gt;گوشه ای از کربلا&lt;br /&gt;جا و مکانی بده&lt;br /&gt;زهرا گوهری نادر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#اربعین #هم_قدم_زینب&lt;br /&gt;#مدرسه_علمیه_امام_خمینی(ره)&lt;br /&gt;#کرمانشاه&lt;br /&gt;🌐کانال بانوی پیشرو&lt;br /&gt;🆔@bpishroo&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://anam.kowsarblog.ir/دلنوشته-جا-ماندگان-اربعین-4&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://anam.kowsarblog.ir/دلنوشته-جا-ماندگان-اربعین-4</link>
							</item>
				<item>
			<title>دلنوشته جا ماندگان اربعین</title>
						<description>&lt;p&gt;دل نوشته&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;میگویند «کربلا رفتن به پا نیست، به دل است»؛ اما مگر می‌شود دلی که به زنجیر کشیده شده، در قفس سینه آرام بگیرد؟ امروز حس می‌کنم بوی سیبِ حرم از دوردست‌ها می‌آید. گوش می‌سپارم به صدای وزش باد، شاید صدایِ «هل من ناصر»ِ حسین (ع) را در هیاهوی این شهرِ غریبه بشنوم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر که را می‌بینم، کوله‌باری از عشق بسته و راهی شده ،اما من باز دلم رفته کنج &lt;br /&gt;شش گوشه زانوی غم بغل گرفته و روضه عطش را زار می زند انگار همه روضه تورا می خوانند حسین &lt;br /&gt;. و من اینجا، مثلِ آن کودکی که دستش به پنجره‌های بلندِ یک ضریح نمی‌رسد، ایستاده‌ام و فقط نگاه می‌کنم. نمی‌دانم گرهِ کارم کجاست؟ نمی‌دانم کدام &amp;#8220;نشدن&amp;#8221; مرا اینجا زمین‌گیر کرده؟حکمتش را نمیدانم&lt;br /&gt; اما حسین جان! تو که می‌دانی؛ تو که از گریه‌های شبانه‌ام خبر داری.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امروز، دلِ من، دورتر از این خانه، &lt;br /&gt; در بین‌الحرمین ایستاده است. هر زائری که می‌گذرد، نامِ مرا هم در دلش زمزمه می کند. هر قطره اشکی که از گوشه چشمِ یک زائر می‌چکد، سهمِ دلِ شکسته من هم باشد.&lt;br /&gt;امسال می‌خواستم از طرف امام شهیدم نائب الزیاره باشم آقاجان،باز هم نشد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای من! اگر پای رفتن ندارم، دلی دارم که سال‌هاست پابه‌پایِ زوارت، فاصله ها را در خیالِ خود دویده است. اگر جسمم در زنجیرِ تقدیر مانده، روحم در صحنِ تو پرواز می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من جامانده‌ام؛ آری، جامانده‌ام&amp;#8230; اما مگر نه اینکه آقاجان «پناهِ جاماندگان» بودی؟ پس نگاهی کن به این دلِ کوچکی که در هوایِ صحنِ تو، آب می‌شود. همین‌جا، در کنجِ تنهایی‌ام، رو به قبله می‌ایستم و دست ادب بر سینه می گذارم و با تمامِ وجود زمزمه می کنم: «السلام علیک یا اباعبدالله&amp;#8230; سلام بر تو که دوری، اما از رگِ گردن به من نزدیک‌تری.&lt;br /&gt;ای که مرا خوانده ای&lt;br /&gt;راه نشانم بده&lt;br /&gt;گوشه ای از کربلا&lt;br /&gt;جا و مکانی بده&lt;br /&gt;زهرا گوهری نادر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#اربعین #هم_قدم_زینب&lt;br /&gt;#مدرسه_علمیه_امام_خمینی(ره)&lt;br /&gt;#کرمانشاه&lt;br /&gt;🌐کانال بانوی پیشرو&lt;br /&gt;🆔@bpishroo&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://anam.kowsarblog.ir/دلنوشته-جا-ماندگان-اربعین-3&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://anam.kowsarblog.ir/دلنوشته-جا-ماندگان-اربعین-3</link>
							</item>
				<item>
			<title>دلنوشته جا ماندگان اربعین</title>
						<description>&lt;p&gt;دل نوشته&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;میگویند «کربلا رفتن به پا نیست، به دل است»؛ اما مگر می‌شود دلی که به زنجیر کشیده شده، در قفس سینه آرام بگیرد؟ امروز حس می‌کنم بوی سیبِ حرم از دوردست‌ها می‌آید. گوش می‌سپارم به صدای وزش باد، شاید صدایِ «هل من ناصر»ِ حسین (ع) را در هیاهوی این شهرِ غریبه بشنوم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر که را می‌بینم، کوله‌باری از عشق بسته و راهی شده ،اما من باز دلم رفته کنج &lt;br /&gt;شش گوشه زانوی غم بغل گرفته و روضه عطش را زار می زند انگار همه روضه تورا می خوانند حسین &lt;br /&gt;. و من اینجا، مثلِ آن کودکی که دستش به پنجره‌های بلندِ یک ضریح نمی‌رسد، ایستاده‌ام و فقط نگاه می‌کنم. نمی‌دانم گرهِ کارم کجاست؟ نمی‌دانم کدام &amp;#8220;نشدن&amp;#8221; مرا اینجا زمین‌گیر کرده؟حکمتش را نمیدانم&lt;br /&gt; اما حسین جان! تو که می‌دانی؛ تو که از گریه‌های شبانه‌ام خبر داری.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امروز، دلِ من، دورتر از این خانه، &lt;br /&gt; در بین‌الحرمین ایستاده است. هر زائری که می‌گذرد، نامِ مرا هم در دلش زمزمه می کند. هر قطره اشکی که از گوشه چشمِ یک زائر می‌چکد، سهمِ دلِ شکسته من هم باشد.&lt;br /&gt;امسال می‌خواستم از طرف امام شهیدم نائب الزیاره باشم آقاجان،باز هم نشد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای من! اگر پای رفتن ندارم، دلی دارم که سال‌هاست پابه‌پایِ زوارت، فاصله ها را در خیالِ خود دویده است. اگر جسمم در زنجیرِ تقدیر مانده، روحم در صحنِ تو پرواز می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من جامانده‌ام؛ آری، جامانده‌ام&amp;#8230; اما مگر نه اینکه آقاجان «پناهِ جاماندگان» بودی؟ پس نگاهی کن به این دلِ کوچکی که در هوایِ صحنِ تو، آب می‌شود. همین‌جا، در کنجِ تنهایی‌ام، رو به قبله می‌ایستم و دست ادب بر سینه می گذارم و با تمامِ وجود زمزمه می کنم: «السلام علیک یا اباعبدالله&amp;#8230; سلام بر تو که دوری، اما از رگِ گردن به من نزدیک‌تری.&lt;br /&gt;ای که مرا خوانده ای&lt;br /&gt;راه نشانم بده&lt;br /&gt;گوشه ای از کربلا&lt;br /&gt;جا و مکانی بده&lt;br /&gt;زهرا گوهری نادر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#اربعین #هم_قدم_زینب&lt;br /&gt;#مدرسه_علمیه_امام_خمینی(ره)&lt;br /&gt;#کرمانشاه&lt;br /&gt;🌐کانال بانوی پیشرو&lt;br /&gt;🆔@bpishroo&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://anam.kowsarblog.ir/دلنوشته-جا-ماندگان-اربعین-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://anam.kowsarblog.ir/دلنوشته-جا-ماندگان-اربعین-1</link>
							</item>
				<item>
			<title>پرده خوانی روایت آقا</title>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/anam/quick-uploads/img_20260826_181029_006-1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/anam/quick-uploads/img_20260826_181029_006-2.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;1280&quot; height=&quot;853&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سال ۱۳۳۷. آقا تازه به قم رسیده بود. شنید شلوغ‌ترین درس شهر متعلق به حاج‌آقا روح‌الله است.&lt;br /&gt; استاد آرام بود. کم‌حرف. سر به زیر. درس می‌داد و بی‌هیاهو می‌رفت. چهار سال گذشت، آقا نشانی از انقلابی بودن در او ندید.&lt;br /&gt; تا پاییز ۱۳۴۱. شاه در قم سخنرانی کرد، علیه روحانیون. استاد ایستاد و خواند. لحنش مثل هیچ‌کس نبود. بعدها گفت:&lt;br /&gt; قدرت اسلام از کلماتش موج می‌زد. خواستم به سجده بیفتم. &lt;br /&gt; سال‌ها منتظر کسی بود که بایستد. این مرد ایستاده بود.&lt;br /&gt; سال‌ها بعد، دست‌خطی از ۱۳۲۳ پیدا شد. هجده سال قبل از نهضت. امام نوشته بود:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ &lt;br /&gt; هجده سال صبر کرده بود. مثل یک آتشفشان خاموش.&lt;br /&gt; آقا نماینده‌ی امام در مشهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ﴾&lt;br /&gt; ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا و پیامبر را اجابت کنید، وقتی شما را به آنچه حیات‌بخش است فرامی‌خوانند. (انفال، ۲۴)&lt;br /&gt; #اربعین&lt;br /&gt; #هم_قدم_زینب &lt;br /&gt; #مدرسه_علمیه_امام_خمینی_ره&lt;br /&gt; #کرمانشاه&lt;br /&gt; #زهرا_گوهری_نادر&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://anam.kowsarblog.ir/پرده-خوانی-روایت-آقا&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://anam.kowsarblog.ir/پرده-خوانی-روایت-آقا</link>
							</item>
				<item>
			<title>روایت قصه آقا</title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/anam/quick-uploads/img_20260826_180430_287.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;1080&quot; height=&quot;632&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مشهد، خانه‌ای کوچک در کوچه حوض نصرت‌الملک.&lt;br /&gt; پدری بود مجتهد، در نجف درس خوانده بود. اما حالا پای کرسی نشسته بود و به دو پسرش درس می‌داد.&lt;br /&gt; پسر کوچک‌تر علی نام داشت. صبح‌ها پای کرسی، شب‌ها همراه پدر در راه حرم. &lt;br /&gt; پسر بزرگ شد. رفت قم. طلبه شد، آینده‌اش روشن بود.&lt;br /&gt; تا اینکه نامه‌ای رسید از پدر:&lt;br /&gt; چشمم ضعیف شده. بیا.&lt;br /&gt; پدری که عاشق کتاب بود، داشت نابینا می‌شد.&lt;br /&gt; پسر باید انتخاب می‌کرد. قم و آینده، یا مشهد و پدر.&lt;br /&gt; دوستی گفت: «برای خاطر خدا برو. خدا دنیا و آخرتت را از قم می‌آورد مشهد.»&lt;br /&gt; رفت. نشست کنار پدر و ساعت‌ها برایش کتاب خواند. خودش از پا می‌افتاد، پدر نمی‌گفت بس است.&lt;br /&gt; سال‌ها بعد گفت:&lt;br /&gt; هرچه دارم، از پدرم است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;﴿وَقَضى‌ رَبُّكَ أَلّا تَعبُدوا إِلّا إِيّاهُ وَبِالوالِدَينِ إِحسانًا﴾&lt;br /&gt; پروردگارت حکم کرد جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. (اسراء، ۲۳)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#اربعین&lt;br /&gt; #هم_قدم_زینب &lt;br /&gt; #مدرسه_علمیه_امام_خمینی_ره&lt;br /&gt; #کرمانشاه&lt;br /&gt; #زهرا_گوهری_نادر&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://anam.kowsarblog.ir/روایت-قصه-آقا&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://anam.kowsarblog.ir/روایت-قصه-آقا</link>
							</item>
				<item>
			<title>دعای عهد</title>
						<description>&lt;p&gt;◄থৣ💖থৣ► دلداده مهدی عج الله ◄থৣ💖থৣ►*:&lt;br /&gt;💞تجدید بیعت روزانه با امام زمان (عج)&lt;br /&gt;💛 دعای عهد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;🌹 بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمْ ‌🌹&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;💎 اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظیمِ&lt;br /&gt;💛 وَ رَبَّ الْکُرْسِىِّ الرَّفیعِ&lt;br /&gt;💎 وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ&lt;br /&gt;♥️ وَ مُنْزِلَ التَّوْراةِ وَالْإِنْجیلِ وَالزَّبُورِ&lt;br /&gt;💎 وَ رَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُورِ&lt;br /&gt;💚 وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ&lt;br /&gt;💎 وَ رَبَّ الْمَلائِکَةِ الْمُقَرَّبینَ&lt;br /&gt;🧡 وَالْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ&lt;br /&gt;💎 اَللّهُمَّ إِنّى أَسْأَلُکَ بوَجْهِکَ الْکَریمِ&lt;br /&gt;💙 وَ بِنُورِ وَجْهِکَ الْمُنیرِ&lt;br /&gt;💎 وَ مُلْکِکَ الْقَدیمِ&lt;br /&gt;❤️ یا حَىُّ یا قَیُّومُ&lt;br /&gt;💎 أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذى&lt;br /&gt;💛 أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمواتُ وَالْأَرَضُونَ&lt;br /&gt;💎 وَ بِاسْمِکَ الَّذى یَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالْآخِرُونَ&lt;br /&gt;♥️ یا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَىٍّ&lt;br /&gt;💎 وَ یا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَىٍّ&lt;br /&gt;💚 وَ یا حَیّاً حینَ لا حَىَّ&lt;br /&gt;💎 یا مُحْیِىَ الْمَوْتى&lt;br /&gt;🧡 وَ مُمیتَ الْأَحْیاءِ&lt;br /&gt;💎 یا حَىُّ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ&lt;br /&gt;💙 اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمامَ الْهادِىَ الْمَهْدِىَّ&lt;br /&gt;💎 الْقائِمَ بِأَمْرِکَ&lt;br /&gt;❤️ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ الطّاهِرینَ&lt;br /&gt;💎 عَنْ جَمیعِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ&lt;br /&gt;💛 فى مَشارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغارِبِها&lt;br /&gt;💎 سَهْلِها وَ جَبَلِها وَ بَرِّها وَ بَحْرِها&lt;br /&gt;♥️ وَ عَنّى وَ عَنْ والِدَىَّ&lt;br /&gt;💎 مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ&lt;br /&gt;💚 وَ مِدادَ کَلِماتِهِ&lt;br /&gt;💎 وَ ما أَحْصاهُ عِلْمُهُ&lt;br /&gt;🧡 وَ أَحاطَ بِهِ کِتابُهُ&lt;br /&gt;💎 أَللّهُمِّ إِنّى أُجَدِّدُ لَهُ&lt;br /&gt;💙 فى صَبیحَةِ یَوْمى هذا&lt;br /&gt;💎 وَ ما عِشْتُ مِنْ أَیّامى&lt;br /&gt;❤️ عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً لَهُ فى عُنُقى&lt;br /&gt;💎 لا أَحُولُ عَنْها وَ لا أَزُولُ أَبَداً&lt;br /&gt;💛 اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِنْ أَنْصارِهِ وَ أَعَوانِهِ&lt;br /&gt;💎 وَالذّابّینَ عَنْهُ&lt;br /&gt;♥️ وَالْمُسارِعینَ إِلَیْهِ فى قَضاءِ حَوائِجِهِ&lt;br /&gt;💎 وَالْمُمْتَثِلینَ لِأَوامِرِهِ&lt;br /&gt;💚 وَالْمُحامینَ عَنْهُ&lt;br /&gt;💎 وَالسّابِقینَ إِلى إِرادَتِهِ&lt;br /&gt;🧡 وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْهِ&lt;br /&gt;💎 اَللّهُمَّ إِنْ حالَ بَیْنى وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ&lt;br /&gt;💙 الَّذى جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً&lt;br /&gt;💎 فَأَخْرِجْنى مِنْ قَبْرى&lt;br /&gt;❤️ مُؤْتَزِراً کَفَنى&lt;br /&gt;💎 شاهِراً سَیْفى&lt;br /&gt;💛 مُجَرِّداً قَناتى&lt;br /&gt;💎 مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعى&lt;br /&gt;♥️ فِى الْحاضِرِ وَالْبادى&lt;br /&gt;💎 اَللّهُمَّ أَرِنِى الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ&lt;br /&gt;💚 وَالْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ&lt;br /&gt;💎 وَاکْحَُلْ ناظِرى بِنَظْرَةٍ مِنّى إِلَیْهِ&lt;br /&gt;🧡 وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ&lt;br /&gt;💎 وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ&lt;br /&gt;💙 وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ&lt;br /&gt;💎 وَاسْلُکْ بى مَحَجَّتَهُ&lt;br /&gt;❤️ وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ&lt;br /&gt;💎 وَاشْدُدْ أَزْرَهُ&lt;br /&gt;💛 وَاعْمُرِ اللّهُمَّ بِهِ بِلادَکَ&lt;br /&gt;💎 وَ أَحْىِ بِهِ عِبادَکَ&lt;br /&gt;♥️ فَإِنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ&lt;br /&gt;💎 ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ&lt;br /&gt;💚 بِما کَسَبَتْ أَیْدِى النّاسِ&lt;br /&gt;💎 فَأَظْهِرِ اللّهُمَّ لَنا وَلِیَّکَ&lt;br /&gt;🧡 وَابْنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسُولِک&lt;br /&gt;💎 َحَتّى لا یَظْفَرَ بِشَىْءٍ مِنَ الْباطِلِ إِلّا مَزَّقَهُ&lt;br /&gt;💙 وَ یُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُحَقِّقَهُ&lt;br /&gt;💎 وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِکَ&lt;br /&gt;❤️ وَ ناصِراً لِمَنْ لا یَجِدُ لَهُ ناصِراً غَیْرَکَ&lt;br /&gt;💎 وَ مُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ أَحْکامِ کِتابِکَ&lt;br /&gt;💛 وَ مُشَیِّداً لِما وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دینِکَ&lt;br /&gt;💎 وَ سُنَنِ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ&lt;br /&gt;♥️ وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ&lt;br /&gt;💎 مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدینَ&lt;br /&gt;🧡 اَللّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداً&lt;br /&gt;💎 صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْیَتِهِ&lt;br /&gt;💚 وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ&lt;br /&gt;💎 وَارْحَمِ اسْتِکانَتَنا بَعْدَهُ&lt;br /&gt;❤️ اللّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ&lt;br /&gt;💎 عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ&lt;br /&gt;💛 وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ&lt;br /&gt;💎 إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً&lt;br /&gt;💜 وَ نَراهُ قَریباً&lt;br /&gt;💎 بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;🔺 آنگاه سه بار بر ران خود دست می‌زنی و در هر مرتبه می‌گویی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;❤️ اَلْعَجَلَ اَلْعَجَلَ ، یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمان&lt;br /&gt;❤️ اَلْعَجَلَ اَلْعَجَلَ ، یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمان&lt;br /&gt;❤️ اَلْعَجَلَ اَلْعَجَلَ ، یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمان&lt;br /&gt;خوشنودی آقا &lt;br /&gt;امام زمان &lt;br /&gt;صلوات&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://anam.kowsarblog.ir/دعای-عهد-67&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://anam.kowsarblog.ir/دعای-عهد-67</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
